test- Scribe Fire

مارس 2, 2009

khob in ham ye ax
Che ghad ba SCribe Fire bloggin sade ast

خوب اين هم يه كم فارسي
اين هم يه كم بلد….عاليه

يك زماني فقط تصميم ميگرفتم بلافاصله انجامش ميدادم و فقط كافي بود كه براي 50% مسجل بشه يه كاري درسته اونوقت تقريبا هيچ مانعي نميتونست بهم بفهمونه كه شايد دارم به يه كار احمقانه يا بي ثمر دست ميزنم اما جديدا اين خاصيت كاملا از بين داره ميره يعني واسه كوچكترين كاري بايد مدت ها فكر كنم بررسي كنم گاهي هم انقدر فكر ميكنم كه ديگه واسه عمل دير ميشه شايد زياد از حد بالا پايين كردن مسائل هم ديگه احتياط يا بيگدار به آب زدن نباشه ها اما مثلا الان 10 روزه دارم فكر ميكنم ماشين رو واسه صداهاي عجيب قريبش تعميرگاه ببرم يا كه نه بيخود نبرم چون شايد واسه يه ماشيني مثل اون طبيعيه و تميرگاه رفتن جز يه خرج 200-300 رينگتي بيخود كه رو دستم هر دفعه ميرم تميرگاه ميزاره نباشه ها؟ژس ول كن باز ميگم نه ممكن تو راه بذارتم ژس ببرم كه بهتره و اين پروسه با قاطي شدن فكر هاي جديد در بينش و باز به ياد آمدن قضيه ماشين تكرار ميشه مثل يه سيكل ناقص كه هيچ موقع تموم نميشه و دقيقا حكايت يه برنامه اي رو داره كه به لوپ بي پايان داره توش اجرا ميشه و تا هنگ نكنه و نخواد ريستش كني ادامه ميده حالا اين بديش چند چيزه

1-كاره ها گاهي دير ميشوند خيلي
2-مغز بي جهت در حال كار و در نتيجه بي جهت و مفت مفت باعث خستگي روحي و جسمي ميشود

و اما راه حل؟ خوب شايد بهتر باشه يه فكري به حال اين رفتار غلطم بكنم ها؟ سعي ميكنم و نتايج حاصله را اين جا مينويسم

نميدونم خيلي سخته گاهي پر از حرف پر از صحبت دلم ميخواد يك دنيا صحبت كنم اما گاهي مثل الان كه ميخوام دو خط بنويسم ذهن تهي ميشه آنچنان تهي كه حتي يك كلمه جالب براي عنوان اين مطلب به فكر نميرسه و واقعا “كار دنيا برعكس” باور كنيد!يا نه!! من به اين موضوع معتقدم به شدت

درياي بيكرانه و سرزمين خالي از موجودات

درياي بيكرانه و سرزمين خالي از موجودات

اين همان ذهن خالي من است راستش گاهي احساس ميكنيم از زيادي فكر مغزم آني دچار خلا ميشه و احساس ميكنم به حالت لجبازي بچگانه (آنچه در من خيلي كم وجود دارد) داره با هام لج ميكنه و خب ميخواد چند لحظه خالي باشه اما آيا واقعا موفق هست يا نه نميدونم

يا علي